..:: دوستت دارم ::..
دوستت دارم 

بیشتر از آنچه که تصورش را می کنی دوست دارم
و بیشتر از آنچه باور داری عاشقت هستم
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر
دیوانه ای مجنون تو 
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم
مفهومی جز سیاهی و تاریکی ندارد 
دوست دارم چون که میدانم تونیز مرا دوست
می داری دوست دارم چون که تو نیز مرا باور داری و مرا لایق
آن قلب پر از محبتت می دانی
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه ی زندگیم
در کنار تو باشم و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی ندارم 
عزیزم این قلب کوچیک و پر از عشق من تنها هدیه ای است
از طرف من به تو. از تمام دنیا همین قلب کوچیک را دارم همین و بس 
عزیزم تا پایان با تو می مانم چون تنها تو هستی که معنای واقعی
عشق را به من ابراز کردی و آموختی 
اموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و
تا پایان زندگی دوست داشتن 
عزیزم به جز تو تو کسی برایم دوست داشتنی نیست و به جز تو
کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست
هر جایی دنیا هستی بدان که در این دنیایی بزرگ
کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد 
هر جایی دنیا هستی بدان که من به انتظار تو می مانم
تا تو را ببینم و به آغوش
عزیزم دنیا خیلی بزرگ است این دنیا پر از
عاشق معشوق است پر از لیلی و مجنون است
اما همه ی عاشقان یک سو و من تو نیز یک سویی دیگریم! 
عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا
تو رو عبادت می کنم !
عزیزم بدون تو در این دنیای بزرگ جایی ندارم
و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست !
تو همان دنیای منی عزیزم به هر زیبایهای این دنیا
که می نگرم تو را می بینم! 
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم آنقدر دوست دارم
که دیگر جای هیچ گونه ارازی نیست !
با تو پر از امیدم و رنگ خوشبختی را
خوش رنگ تر از گذشته می بینم !
با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست
با تو این دنیا برایم همان بهشت است!
عزیزم دوستت دارم ...چون که در میان این همه عاشقان
تو توانستی بمانی با
و درک کنی زندگی ام را!!!
اینبار با فریاد،با چشمهای گریان،با قلبی عاشق،با اراده و با احساسی پر از
دوست داشتنی میگویم که دوستت دارم تا همه ی عاشقان فریاد من را 
بشنوند و به من بنگرند و شرمنده شوند 



دوستت دارم

راضی به مر گم
اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست روی لبها تو کتابها
اگه رودم رود گنگم مثل مریم اگه پاک
اگه نوری بر صلیبم اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قایق واسه قایق مثل پارو
اگه عکس چل ستونم اگه شهری بی حصار
واسه آرش تیر آخر واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مر گم
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفای قشنگ هر کتابم برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درختم پیش تو اندازه دگمه پیرهن
واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مر گم

تقدیم به تنها ستاره ی قلبم
که همچون شهابی آمد و همچون خورشیدی بر قلبم حکومت می کند
دوستت دارم برای همیشه
من مي خوام اسم تو رو بخش كنم
من مي خوام اسم تو رو بخش كنم عطر تو، تو همه جا پخش كنم
تو رو آهنگ تو گيتار كنم

نه اگه دوست نداري رهات كنم
من ميخوام جدايي را سخت كنم
خيال دل تو رو تخت كنم
تو چشات چشمامو زندوني كنم

من ميخوام ازآسمون بچينمت هر طرف نگا كنم ببينمت
من ميخوام گريه هامو شمع كنم من ميخوام خاطر تو جمع كنم

با تو مي خوام بي تو هرگز بخونم
تقدیم به عزیز تر از جانم (فهیمه)

یکی داشت و یکی نداشت

من یک شبه مهمانم
از خانه ویرانم با حسرت پنهانم می آیم و می دانم من یک شبه مهمانم
گر یو سف تبعیدی درحسرت کنعانم گرهمنفس یعقوب آن پیر پریشانم
تا مرحم پیراهن برزخم دوچشمانم دردایره حسرت میچرخم ومی خوانم
من یک شبه مهمانم
ای همنفست خورشید درظلمت این تبعید ای مرحم تو امید بر زخم تن وجانم
ای دست اسایش ای پاسخ هر خواهش تو ساحل ارامش من موج پریشانم
آهنگ سفر کردم رو سوی تو آوردم اما دل من آنجاست در جمع عزیزانم
بر من تو ببخش ای یار ای بخشش تو بسیار شایددگر این دیدار هرگز نشود تکرار
آهنگ سفر کردم رو سوی تو آوردم
اما دل من آنجاست در جمع عزیزانم.......

با من باش


اینک که تو در کنارم نیستی درد دلم را به چه کسی بگویم؟
دلم در حسرت دیدار با تو است ، دیداری که شاید
دلم دوباره امیدوار به زندگی شود.....
تو ای تمام هستی ام بدان که دیدن تو برایم تبدیل
به یک خواب و رویا شده است....










شاید دوباره
و یا شاید هرگز!
به امید دیدن دوباره تو به انتظار نشسته ام و دلم را به فردای با هم بودنمان
خوش کرده ام..... اگر زنده ام به امید رسیدن به تو زنده ام...
ای هوای زنده بودنم شعار است که میگویم ستاره ها را از آسمان برایت میچینم
و یا خورشید را با شبهایت آشتی میدهم ، شعار است
که میگویم به اندازه یک دریا برای تو اشک ریختم
اما این که میگویم بدون تو حتی یک لحظه هم نمیتوانم
زندگی کنم شعار نیست!










یک حقیقت تلخ است که شاید باور کردنش برای آنان که
طعم عشق را نچشیده اند سخت و دشوار باشد .
اما من یک دیوانه ام ، من همانی هستم که دل به دریا زده ام
دل به دریایی که یا در آن غرق میشوم یا با تو به ساحل خوشبختی ها میرسم....
حالا که با تو در این دریایی که هر لحظه ممکن است طوفانی شود
همسفر شده ام . بیا تو برای من قایقی شو و من برای تو یک مجنون!










به من محبت برسان که دلم مثل یک کویر شده است
که در حسرت یک قطره باران است....
وقتی تو نیستی انگار من نیز نیستم ، تو که باشی من هستم
و تو هستی و یک دنیا خوشبختی!
دل من یک دل کهنه است ، دلی که بارها زیر پاهای بی وفایان له شده
شکسته شده و بی احساس شده است اما از لحظه اینکه تو را دید دوباره
یک دل عاشق و پر امید شد ، پس کاری نکن دوباره این دلم شکسته شود
که اگر اینبار شکست دیگر هیچ امیدی به آن نیست!










با تو زنده ام ، بی تو میمیرم ، دور از تو پریشانم ، در کنار تو شادابم!
پس ای عزیز راه دورم با من باش ، و تا ابد دوستم داشته باش.
